اردیبهشت ۰۱, ۱۳۹۷

کرسی های آزاد اندیشی در دانشگاه ها

بر هیچ دانشجوی بابصیرت و منصفی پوشیده نیست که علم در دانشگاه، نه تنها هرگز در مسیر تحقق آرمان جامعه اسلامی نبوده و نیست بلکه بسی بدتر از آن کمترین دخالت را در مسیر تحولات فرهنگی و سیاسی و اجتماعی کشور ایفا می¬کند و می توان اذعان کرد که کرسی آزاداندیشی برترین قالبی است که رهبر عزیزمان برای قرار گرفتن علم در مسیر صحیحش پیشنهاد کرده است.

اما مشکل از آنجا آغاز میشود که معضلی به نام «اخباری¬گری از سخنان رهبری» پیش می آید که از سوی برخی مسئولین دانشگاهی ، دستمایه ی خزسازی گفتمانی کرسی آزاداندیشی و چیستی و چرایی آن قرار می گیرد و نهایتا به کرسی سازی می-انجامد. آری داستان کرسی های آزاد اندیشی که رهبری مطرح میکند داستان آن مردی است که با انگشت به ماه اشاره می¬کند و یاران همه نوک انگشت را سیاحت می¬کنند.
با مثالی این موضوع را واضح تر بررسی میکنیم ؛ فرض بفرمایید که عده ای از دانشجویان خواستار برگزاری کرسی آزاداندیشی حول یک مسئله ی خاص هستند که در ابتدا باید موضوع این کرسی را به تایید هیئت سه نفره ی ناظر بر کرسی های آزاداندیشی برسانند ولی جلسات این هیئت ، به دلیل مشغله ی کاری فراوان اعضای آن ، دیر به دیر تشکیل میشود.
اگر خوش شانس باشند و بتوانند که در این جلسات حضور یابند و موفق به ارائه موضوع شوند و یا شاید در ادامه ی جلسه کمی بداقبالی بیارند و موضوع کرسی و یا شاید داور کرسی تغییر نماید و به تعبیر معروف ما چه میخواستیم و چه شد ، برایشان به وجود آید.
اگر مصمم باشند و بتوانند از پسِ سنگ اندازی های مسئولین فرهنگی دانشگاه در برگزاری کرسی و ناامیدی اشان از عدم حضور مسئولین دانشگاه در کرسی بربیایند ، خروجی و ماحصل این همه تلاش کرسی سازی میشود که از زمین تا آسمان فاصله است میان کرسی سازی و کرسی آزاداندیشی واقعی.
البته ما منکر تلاش این عزیزان نمی شویم چرا که کرسی های آزاد اندیشی برگزار شده با همه ی کم و کاستی هایش ، یک کار فکری قوی پشت آن وجود داشته است و همچنین هر حرکتی آسیبهائی دارد و به تعبیر معروف دیکته ی نانوشته غلط ندارد.
و نمی دانیم که این سایه ی سنگین فضای بسته ی دانشگاه ها که منجر به چنین برخوردهایی میشود ؛ ناشی از فقدان عظیم شارحان عاقل است که بسط و برگزاری کرسی آزاداندیشی در دانشگاه را به زیان خود و یا جناح سیاسی وابسته ی خود می دانند یا نه
و امیدواریم که اینگونه نباشد که اگر اینچنین باشد ، اینجاست تراژدی بزرگ زمانه ما که انسان را بین بلندبلند خندیدن و های های گریستن مخیر می¬کند تا چه آید بر سرهامان.

به قلم سیده لیلا حسنی

منتشر شده در سایت تحلیل پرس

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *